PASSIONATE KISS
دوستداشتن تو یه درده...خواستنت یه چیز دیگه.
نفس گرم پسر در نیمه صورت دختر حس میشد؛ دخترش رو گوشهای گیر آورد و بین دیوار و خودش حبسش کرد.
-دیگه قلبم طاقت نداره برای شنیدن جوابت صبر کنه..بهم بگو..بگو همونجور که من برای داشتنت میسوزم تو هم همین احساس رو داری!
دختر که هیچ راه فراری نداشت، متزلزل در چشمان عاشقش زل زد.
-هوسوک...من...برای من قبول کردن این رابطه سخته!
پسر، عصبی با شنیدن جواب دختر نفس عمیقی کشید.
-چون...چون دوستپسر سابقت...دوباره عاشقت شده؟ تقصیر من چیه که از دلتنگیت نمیتونم زندگی کنم؟ هوم!
دلبر چشمانش رو بست و با آرامش گفت:
از رابطه ما سه سال میگذره هوسوک...من الان با یه شخص جدید تو رابطهام...خودت دیدی که ما...
-خفهشو!
پسر خشمگین غرید و نفس نفس میزد.
-میخوای من رو دیوونه کنی؟ بعد سه سال ملاقات توی مهمونی دورهمی بچه های دبیرستان..میخوای بگی با اون آشغال جو هیونگمین وارد رابطه شدی؟
دختر که حس میکرد پسر دیگه به نهایت خودش نزدیکه و ممکنه همین الان به سالن اصلی برگرده و هیونگمین رو در حد مرگ بزنه، گفت:
-رابطه ما اونجوری که فکر میکنی نیست! من و هیونگمین فقط نقش بازی میکنیم که عاشق و معشوق هستیم. این بازی فکر هیونگمین بود! چون...چون تو و یونا هم توی این دورهمی حضور دارین بهم پیشنهاد یه رابطه الکی رو داد تا هر دو، خودمون رو بعد از جدایی دو آدم موفق نشون بدیم! هیونگمین هنوزم به یونا احساس داره اما غرورش اجازه اعتراف نمیده...منم همینطور! بعد از تو نتونستم با هیچکس وارد رابطه بشم و حالا...
ادامه صحبت دختر مابین بوسه پرشور و پراحساس هوسوک گم شد؛ حالا که میدونست دخترکش تنها مال خودشه دیگه هیچ چیز مانع عشقشون نبود.
خب عزیزان اینم از تک پارتی از جیهوپ امیدوارم که خوشتون اومده باشه لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
نفس گرم پسر در نیمه صورت دختر حس میشد؛ دخترش رو گوشهای گیر آورد و بین دیوار و خودش حبسش کرد.
-دیگه قلبم طاقت نداره برای شنیدن جوابت صبر کنه..بهم بگو..بگو همونجور که من برای داشتنت میسوزم تو هم همین احساس رو داری!
دختر که هیچ راه فراری نداشت، متزلزل در چشمان عاشقش زل زد.
-هوسوک...من...برای من قبول کردن این رابطه سخته!
پسر، عصبی با شنیدن جواب دختر نفس عمیقی کشید.
-چون...چون دوستپسر سابقت...دوباره عاشقت شده؟ تقصیر من چیه که از دلتنگیت نمیتونم زندگی کنم؟ هوم!
دلبر چشمانش رو بست و با آرامش گفت:
از رابطه ما سه سال میگذره هوسوک...من الان با یه شخص جدید تو رابطهام...خودت دیدی که ما...
-خفهشو!
پسر خشمگین غرید و نفس نفس میزد.
-میخوای من رو دیوونه کنی؟ بعد سه سال ملاقات توی مهمونی دورهمی بچه های دبیرستان..میخوای بگی با اون آشغال جو هیونگمین وارد رابطه شدی؟
دختر که حس میکرد پسر دیگه به نهایت خودش نزدیکه و ممکنه همین الان به سالن اصلی برگرده و هیونگمین رو در حد مرگ بزنه، گفت:
-رابطه ما اونجوری که فکر میکنی نیست! من و هیونگمین فقط نقش بازی میکنیم که عاشق و معشوق هستیم. این بازی فکر هیونگمین بود! چون...چون تو و یونا هم توی این دورهمی حضور دارین بهم پیشنهاد یه رابطه الکی رو داد تا هر دو، خودمون رو بعد از جدایی دو آدم موفق نشون بدیم! هیونگمین هنوزم به یونا احساس داره اما غرورش اجازه اعتراف نمیده...منم همینطور! بعد از تو نتونستم با هیچکس وارد رابطه بشم و حالا...
ادامه صحبت دختر مابین بوسه پرشور و پراحساس هوسوک گم شد؛ حالا که میدونست دخترکش تنها مال خودشه دیگه هیچ چیز مانع عشقشون نبود.
خب عزیزان اینم از تک پارتی از جیهوپ امیدوارم که خوشتون اومده باشه لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
- ۱۰.۳k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط